تبليغاتX
هویج - خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو

 

چند وقت پیش سوار اتوبوس شرکت واحد بودم که تو اتوبوس

یه پیر مرد ترکی با یه جوون ترک شروع کردن به جر و بحث،

این وسط یهو پیر مرده یه چیزی گفت که همه زدن زیر خنده

و من که نمی دونستم پیرمرده چی گفت از بغل دستیم که

از همه بیشتر میخندید پرسیدم:

ببخشید اقا می شه بگید چی گفتن که همه خندیدن؟

اون اقاهه بهم گفت:راستش نمی دونم چی گفت

دیدم همه خندیدند،من هم خندیدم.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 12:7 توسط صابر احمد نتاج |