شاید به قول سهراب حرفی برای گفتن نداشتم.
(نخست باید حرفی برای زدن داشت و انوقت رفت در پی روش حرف زدن )
این روزها شاید حسی شبیه سید مهدی دارم:(با اجازه خودش)
صابر نتاج بدبختی ست
زیر رگهای ابی دستت
صابر نتاج ترسویی است
که رسیده مرا به بن بستت
.
.
.
سهم من چیست جز سکوت سکوت
من خود را به دست من دادن
هر شب از درد زندگی مردن
به همین حس خوب تن دادن
قرصهای همیشه مشکوکی
که شبم را پر از خوشی کرده
صابر نتاج ترسویی
که در این شعر خود کشی کرده
شاید چند وقت دیگه بیایم،شاید