تبليغاتX
هویج - اندر اعتماد به نفس بچه های بیرجندی
راستش امشب که داشتم از در سلف دانشکده بیرون می امدم

مکالمه ای رو شنیدم که خواستم شما هم بی نصیب نمونید:

چند تا بچه ده دوازده ساله با سر و وضع مشخص که سوار دوچرخه های

مشخص تر بودن جلوی در دانشکده ویراژ میدادن و کلی هم حال میکردن

که یه دفعه از دور یکی از دوستای دیگشون که اون هم همین مشخصات

 رو داشت بهشون نزدیک می شد که یکیشون بلند داد زد:

«پسر رو نگاه کنید با چه تیریپی امده دختر بازی»

و انجا بود که من باز بیشتر به این جمله معتقد شدم که:

«ما میتوانیم»

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 20:8 توسط صابر احمد نتاج |